تبليغاتX
فلسفه رسانه های جمعی

                           «روایت در زندگی روزمره»

 

مقدمه:

روایت ها در تمام زندگی ما ریشه دوانده اند. در حقیقت روایات هم روشی برای  «فراگیری»  ,پیرامون جهان  هستند و هم,راهی در اختیارمان می گذارند تا آنچه را آموخته ایم به دیگران بگوییم.

در واقع برخی اندیشمندان اشاره می کنند که یکی از مهم ترین شیوه هایی که راجع به جهان و نیز راجع به خودمان می آموزیم «روایات»هستند.

روایات هم یک شیوه ی استدلال است و هم یک شیوه ی بازنمایی است.انسان ها ,می توانند جهان را در قالب روایت «درک کنند»,و می توانند در قالب روایت,درباره ی جهان«بگویند».

 

روایت ها و زندگی روزمره:

 

روایت ها ,آثارداستانی هستند که توالی دارند.یعنی روایتها داستان ها ی ساختگی هستند که طی زمان گشوده می شوند.زندگی روزمره واقعی است.شاید بتوان گفت خمیر اساسی زندگی ماست.این زندگی روزمره ,کم و بیش به طور خودکار پیش می رود,تا آنگاه که می میریم.ما جسته و گریخته ,می توانیم در زندگی روزانه مان,تسلسل و مولفه های روایی را ببینیم.اما این بدان معنا نیست که بگوییم زندگی روزمره روایت است.

روایت های داستانی پایان دارند.آنها افتتاحیه ,میانه و اختتامیه ای دارند که طی آنها ,گره فکنی ها و تعارضاتی که پیش آمده اند,راه حل قطعی می یابند.

زندگی روزمره ما همواره(یا شاید اغلب),عنصر پایان را ندارد.یعنی تا زمانی که             می میریم.زندگی روزانه ما اساسا«میانه»هایی هستند که ما طی آنها ,کارهایمان را انجام    می دهیم,خوش می گذرانیم و....اما مرگ ما ,راه حل قطعی گره فکنی ها نیست(گرچه در مواردی چنین است),در عوض ,اختتام ناگهانی و کم و بیش غیر منتظره ی «داستان»های ماست.

روایت ها ,همچنین بسیار تمرکز یافته تر از زندگی روزمره هستند.آنها با افراد ویژه و تعارضات,مسائل,تهدیدها یا هر چیز خاص دیگری که زندگیشان را پیچیده می کند,سرو کار دارند..در سوی دیگرزندگی روزمره ما ,به شیوه ای بالنسبه ثابت و منظم سپری می شود و تجارب ما ,بنا به قاعده ,به حدت یا هیجان تجارب شخصیت های داستان های روایی نیستند.

می توان گفت شخصیت های اکثر روایت های داستانی ژانری,خواه قهرمان کتابهای مصور باشند یا رمان های پلیسی یا وسترن ها یا ماجراهای علمی-تخیلی,فاقد زندگی روزمره اند ,ولی جالب است بدانیم که ,ما داستان های روایی را به کار می گیریم تا بخش اعظم اوقات فراغت زندگی روزمره مان را پر کنیم.

با مد نظر داشتن این تمایزات میان داستان روایی و زندگی روزمره,اجازه دهید پاره ای    جنبه های زندگی روزمره را بررسی کنیم که مولفه های روایی در خود دارند.یعنی ,ابعاد خطی و زنجیره ای داشته ,و به طور کلی ,از گونه ای راه حل قطعی-نمایشی یا هرنحو دیگری برخوردارند.

Go to fullsize image           Go to fullsize image       Go to fullsize image

لطیفه ها به عنوان روایت:

 

لطیفه را می توان به عنوان داستانی کوتاه ,به منظور سرگرم کردن دیگران ,که با یک سطر نقطه اوج پایان می گیرد,تعریف کرد.

نکته ی متمایز کننده لطیفه ها از دیگر راههای خلق شوخی,آن است که آنها روایت هایی هستند که با کلمات نقطه ی اوج پایانی قطعیت می یابند.

الف-ب-پ-ت-ث-ج-چ-ح-خ-(خنده)(سطر نقطه اوج)

در اینجا الف تا چ ,بخشهای لطیفه را بازنمایی میکنند که به ح ,سطر نقطه اوج پایانی راه حل غافلگیر کننده روایت ,منتهی می شود.سطر پایانی به لطیفه معنا بخشیده و موجب خنده

می شود.

-یک نکته درباره لطیفه ها ,آن است که آنها ,به طور عام ,اجراهایی از کار ساخته و پرداخته شخص دیگر هستند.اکثر مردم,بنا به قاعده لطیفه های خاص خود راخلق نمی کنند.ما ممکن است هر از چندگاهی ,نکته های هوشمندانه طنزآمیز خود جوشی به زبان آوریم یا با کلمات,بازیهای شیرینی بکنیم,اما معمولا لطیفه های اصیلی نمی آفرینیم.بنابراین ,گفتن لطیفه,

اجرای متنی از جانب ماست.این متن ها را معمولا ما نمی دانیم چه کسی آنها را ساخته یا از کجا منشا می گیرند,اما به دلایلی آنها را سرگرم کننده می یابیم و برای دیگران نقل می کنیم.(به خاطر افزودن بر محبوبیتمان,سرگرم کردن,شور و نشاط بخشیدن به مجلس و..)

-معمولا,مقدار متنابهی خصومت و پرخاش در لطیفه ها وجود دارد,و اگر لطیفه ای بی مزه از آب درآید,در موارد متعدد ,به این دلیل است که این پرخاشگری بیش از حد علنی است.

-لطیفه ها نکات زیادی پیرامون طرز تفکر ومشکلات عاطفی مردم جوامعی که این لطیفه ها در آن نقل می شوندبرملا می کنند.

-لطیفه ها همانند سایر روایت ها,می توانند برای مهار مردم به خدمت گرفته شوند و اغلب بعدی سرکوب گرانه دارند.

-اما اغلب لطیفه ها,با ساختار قدرت نیز,به ضدیت پرداخته و کارکردی به عنوان یک ابزار مقاومت پیدا می کنند.

 

آگهی ها ی ترحیم به عنوان روایت:

آگهی های ترحیم خرده زندگینامه های بسیارکوچک شده هستند.آنها نکته های برجسته زندگی افراد را در بر می گیرند,و برای بیشتر مردم,یکی از معدود دفعاتی را بازنمایی می کنند که نامشان درروزنامه ای چاپ می شود.

آگهی ترحیم,اغلب فشردگی نمایش دارد,زیرا مهم ترین نکات زندگی شخص را بر می شمارد.

آگهی ترحیم,معمولا یک زندگی را به یکی دوبند تقلیل می دهد:شغل شخص,چه خانواده ای ازخود به جای گذاشته,هر گونه دستاوردی و چیزهایی از این دست.

بدین ترتیب ,آگهی ترحیم خلاصه ای اززندگی شخص است و نه راه حل قطعی داستان کههمه چیزرا در جای خود قرار داده و تعارضات گوناگون را به سرانجام می رساند.این البته گهگاه زمانی که شخصی می میرد ,رخ می دهد,اما همواره تصادفی است.

اندازه آگهی ومحل درج آن درروزنامه و نیز اینکه در کدام روزنامه ها چاپ می شود,دال بر اهمیت شخص متوفاست.مرگ شخصیت های سرشناس جهانی ,اغلب با چاپ مقالات طولانی درباره آنها,جانشین کارکردی بریا آگهی ترحیم روزنامع را ایفا می کنند.

نکته ی دیگر آنکه,برای چهره های مهم ,یا بسیار بدنام,اغلب آگهی های ترحیم پیش ازمرگشان نوشته می شوند و آماده هستند که پس از مردن این اشخاص در چشم به هم زدنی,روزآمدشوند.

بنابراین یکی از مقیاسهای سنجش دستاوردهای یک شخص میتواند زمانی باشد که پیش نویس آگهی ترحیمش تهیه می شود.

اگر بخاهیم با دیدی واقعی اما طنزگونه به مسئله بنگریم,باید بگوییم که:جهان به سه گروه آدمها تقسیم می شود:آنها که آگهی های ترحیمشان پش از آنکه بمیرند نوشته میشود.آنها که آگهی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 12:21  توسط نازنین رفیعیان  | 

      «نظریه شناخت»

بر طبق مفاهیم یاد شده در کلاس درس مبنی بر مفهوم نظریه ی شناخت

 Theory of knowledgeی توانیم سه عنصراصلی را در تعریف نظریه ی شناخت(که با علم فهم دانش سرو کار دارد)درنظر بگیریم:

1-منابع دانش و شناخت

2-طبیعت دانش مورد نظر

3-اینکه ما از دریچه ی نگاه subjective(که بر داده های ذهنی تکیه دارد)به مسئله نگاه کنیم یا از دریچه ی نگاهObjective(که بر ابژه و واقعیت تکیه دارد.)

لازم به یادآوری است که فهم فسفی مستلزم دور شدن از جزئیات و توجه به روندها و تصاویر کلی است.

یکی از کارهایی که موظف به انجام آن بودیم تحلیل یک تصویر(اعم از عکس ,فیلم ,تیزر تبلیغاتی و...)با توجه به نظریه ی شناخت بود.

در اینجا من تصویری را انتخاب کردم که متعلق به یک هنرمند آلمانی به نام

Hermann nitsch است.ترجیح می دهم قبل از اینکه به تاریخچه ی زندگی نیچ بپردازم به توصیف مرحله به مرحله و تحلیل تصویر بپردازم.

آنچه در عکس می بینیم:

-تصویری که می بینیم ,تصویر مردی است با چشمان بسته,که لباس سفیدی برتن دارد,و بر روی این لباس سفیدخون آلودگی را در جهت عکس می بینیم.این مرد از یک صلیب آویزان شده است و این صلیب خود,به یک لاشه وصل است.

آنچه در عکس نمی بینیم:

-این کار یکی از شاهکارهای نیچ است با عنوان«هشتادمین جنگ»که نمونهی یک اجرای بسیار مفصل ,پرگو و مربوط به درونیات آدمی است.

این تصویر کشتار حیوانات(که نمادی از کشتار هر موجود زنده ی دیگر است) ,و آلوده کردن درون را به وسیله ی تن برهنه ی حیوان به صورتی بسیار بی پرده و آشکار نشان می دهد.

دریده شدن شکم (که در پشت تصویر می بینیم)به این منظور بوده است که تدریجا مفاهیم

«مرگ» و «ویرانی»را به ذهن متبادر سازد.

این تصویر به بی رحمی غریزی(فطری)انسان در یک سبک منزجر کننده و به صورت بسیار آگاهانه اشاره دارد.

-خلاصه ای ازتاریخچه زندگیhermann nitsch:

نیچ یکی از فعالان شهر وین بود که در دهه ی 1960 در اتریش کار می کرد.زمینه ی کارهای نوین او با آشناییش با یک گروه تئاتر عرفانی و رمزوگونه ی orgien شکل گرفت.

این گروه تئاتر زنده ی بسیار بزرگ ,می توانستند در آشکارترین شکل,عقایدی را که او همیشه آرزوی نشان دادنشان را داشت رهبری کنند.

نیچ و دوستانش از نسلی بودند که همیشه با یگانه اصطلاح تنفرآمیز و بیم انگیز جنگ جهانی دوم همراه بودند.به همین خاطر بسیاری از نمایش ها و اجراهای آنان می توان به عنوان کوششی برای تبرئه کردن خودشان از گناه قربانی کردن تفسیر کرد.

لازم به ذکر است که کارهای از قبیل کارهای نیچ در زمره ی «هنرمفهومی» جای می گیرند.

بد نیست در اینجا اشاره ای هم به مفهوم این نوع هنر داشته باشیم.

هنر مفهومی(conceptual art):

هنر مفهومی قالب و نظریه است در هنر غرب که از اواخر دهه 1960 ,پس از مینیمال آرت

بوجود آمد و سرآغاز پست مدرنیسم بود.

در این نظریه,مفهوم انگاشت کلی از موارد خاص اهمیت دارد و نه چگونگی ارائه ی آن.

فکر هنرمند مهم است و نه شیء هنری.در حقیقت هدف رسانیدن مفهو یا ایده ی مبهم به مخاطب است ,وسیله ی بیان هرچه باشد.

در نتیجه ,کاربست قالبهای هنری متدوال نیز امری غیر لازم است.بنابراین هنرمندان مفهومی ,انگارها و اطلاعات مورد نظرشان را به مدد مواد گوناگون و ناهمخوان ,چون:مقاله,عکس,سند,نمودار,نقشه,فیلم سینمایی یا ویدیویی و ...و نیز از طریق زبان گفتاری به مخاطبان ارائه می دهند.

فکر می کنم با توضیحات ارائه شده مفهوم اصلی را که هنرمند در صدد نشان دادن آن بود,بسیار بهتر درک شد.این همان فراتر رفتن از قاب تصویر به پشت آن ,و فهمیدن محتوای تصویر جز توصیف ظاهر آن می باشد.

 .برای دیدن آثار بیشتری از این هنرمند می توانید به سایت او نگاهی بیاندازید.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 16:6  توسط نازنین رفیعیان  | 

                    «رادیو اینترنتی صنعت رسانه ای جدید»

                  

در تاریخ تمدن انسانی چند انقلاب از اهمیت تعیین کننده ای برخوردار بوده است.پیدایش زبان,ابداع خط,شروع صنعت چاپ و... انقلاب الکترونیکی در قرن بیستم.«اینترنت»,اما ترکیب همه ی این انقلابهاست.

همگام با رشد اینترنت به عنوان یک سکوی جهانی برای توزیع رسانه های دیداری-شنیداری

,امکان ایجاد یک بازار واقعا جهانی برای همه ی انواع رسانه های مستقل از همه ی نقاط جهان فراهم می شود.

این بدان معناست که ,بازار استعدادها ,تولیدات و مخاطبان رسانه ای شاهد گسترش و تفکیک بیشتر خواهد بود و سازندگان رسانه ها در مکان های بیشتری فرصت کار خواهند داشت,آثار بیشتری را می توان انتخاب کرد یا به اشتراک گذاشت و تماشاگران بالقوه بیشتری را می توان به سمت تک تک آثار جلب کرد.

زیرساخت اینترنت به گونه ای ساخته شده است که پهنای باند بالا را برای تقریبا همه ی افراد ایجاد کرده است.

ما در سال 2003 شاهد شروع انتقال فایل های صدا و فیلم به اینترنت بودیم.و می توان اینگونه پیش بینی کرد که در اواخر دهه 2000 که اتصال با پهنای باند بالا در همه جا و ارزان وجود خواهد داشت,استفاده از رسانه های شنیداری و فیلم بخش لاینفک از تجارب     آن لاین خواهد بود.

-«رادیو اینترنتی»:

رادیو اینترنتی یک رسانه ی جدید است در فضای مجازی که همانند دیگر شبکه های رادیویی برنامه پخش می کند .با این تفاوت که در رادیو اینترنتی شنونده می تواند یرنامه ی خود را تغییر دهد و در هر ساعت هر برنامه ای را که دوست دارد گوش کند.

 

-«پادکست و مقوله ی صدا در اینترنت»:

«پادکست»(pod cast) یکی از راههای ارائه ی فایلهای صوتی مانند برنامه های رادیویی و موسیقی بر روی اینترنت است که مخاطبان اجازه ی شنیدن آن را بر روی رایانه ی شخصی خود و یا انتقال به دستگاههای پخش MP3 را دارند.

در حقیقت «پادکست»یکی از روشهای ارائه ی محتوا بر روی اینترنت و نرم افزار عمومی نوعی برنامه ی آوایی است که توسط کاربران معمولا بر روی یک پخش کننده ی موسیقی دیجیتال و عموما یک «آی پاد»,به شکل یک فایل صوتی ساخته می شود و سپس پرونده ی ساخته شده بر روی یک« وب گاه» در دسترس عموم قرار می گیرد.

برای شنیدن این پرونده ,معمولا آن را از طریق برنامه های ویژه ای که از خدمات وباستفاده می کنند دریافت کرده و بر روی رایانه های خانگی و یا پخش کننده ی موسیقی دیجیتال پیاده می کنند.

«پادکست»((pod cast تقلیدی از رادیو است که در اینترنت به کار برده می شود.در حقیقت پادکست ,رادیو اینترنتی است که همراه با موسیقی و ترجیحا با موضوع مشخص در اختیار مخاطبان قرار می گیرد.

یک فایل«پادکست» را می توان با نرم افزارهای ساده ای مثل Adobe Audition یاjetAudio  به وجود آورد.با این نرم افزارها میتوان علاوه بر گرافیک , حجم صدای موسیقی و کلام را تحت کنترل درآورد.حتی میتوان توپوقها و اشتباهات گوینده را حذف کرد.

-نمونه ی عینی رادیو اینترنتی:

نمونه ی بارز رادیو اینترنتی رادیو«رادیو کالج پارک» است که بوسیله ی تعدادی از دانشجویان ایرانی دانشگاه مریلندبر روی اینترنت قرار گرفته است.این سایت اینترنت علاوه بر برنامه های هفتگی که شامل برناهمه یفرهنگی ,اجتماعی و هنری است,شامل برنامه هی جالب دیگری مانند آلبوم عکس صوتی و کتاب گویا نیز هست.در بخش کتاب گویای این پادکست,متن چندین کتاب مختلف به صورت فایل صوتی در اختیار مخاطبان قرار می گیرد.و در بخش آلبوم صوتی این پادکست نیز ,مخاطبان می توانند با مشاهده ی تصویرهای موجود بر روی سایت اینترنتی رادیو ,به توضیحات گفتاری آن گوش دهند.

در پایان لازم به ذکر است که این روش ارائه ی محتوا که به آن پادکستینگ((pod casting

گفته می شود از سال 2004 به بعد محبوبیت و گسترش زیادی یافته است.

نمونه ای از پادکست های فارسی:

-آوای سینه چاک

-رادیو جوان

-رادیو زمانه

-رادیو هفتگی

-روز هفتم بی بی سی

-پادکست پندار

-پادکست هفت سنگ

-کتابخانه گویا

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 15:28  توسط نازنین رفیعیان  | 

                               «برداشت اولیه از مفهوم فلسفه رسانه ها»

 

واژه ی«فلسفه رسانه ها»,مفهومی پیچیده است که مانند صدایی ناآشنا پرسش های مفهومی و معنایی بسیاری را به وجود می آورد.

شاید بتوان اینگونه ادعا کرد که,فلسفه ی رسانه ها دانشی ست که «شناخت و علم رسانه ای» را مورد بحث و تحلیل قرار می دهد.

فلسفه ی رسانه ها نگاهی بیرونی به سیر تحول رسانه های ارتباط جمعی,نحوه ی مفهوم سازی,قوانین حاکم بر رسانه های جمعی,زبان شناسی و روش شناسی رسانه ها را دارد و نحوه ی شکل گیری معنا در رسانه های جمعی را تفسیر می کند و نظریه های متفاوت   علمی-فلسفی به رسانه ها را در محور بحث های خود قرار می دهد.

 با روشن شدن موضع فلسفی در رسانه,نگاه تولید کنندگان و برنامه سازان به برنامه,مخاطب و پیام کاملا تغییر می کند.یا به عبارتی دیگر پیام تحت تاثیر نوع رسانه است.یعنی هر رسانه ای یک ماهیتی دارد و براساس فلسفه ی تکنولوژیکی که دارد در ساخت پیام به طور طبیعی تاثیر می گذارد.

این بدین معناست که: شناخت علم رسانه براساس مبانی فلسفی و نگاه مقایسه ای به رسانه های جمعی با توجه به تمایزاتی که بین روشهای ساختی رسانه هایی چون: رادیو ,تلویزیون,سینما,مطبوعات و اینترنت در نظام معنا سازی و ساخت پیام برای مخاطب از محورهای فلسفه ی رسانه دارد.

برخی رسانه ها فقط در حد ابزار می دانند که گاهی با آنها صحبت می کنند.(نگرش ابزاری به رسانه)اما باید قبول کنیم که نگاه ابزاری و تکنولوژیک به رسانه ها پاسخگوی بسیاری از سوالها در دنیای مدرن امروزی نیست چرا که در گذشته چیزی به نام رسانه و فلسفه ی رسانه به معنای اینکه جهت دهی و تاثیر گذاری رسانه از منظر فلسفی مورد نظر قرار بگیرد به این شکل نبوده است.

 امروز بحث رسانه ها بسیار جدی است که باید آن را با نگاهی معرفتی  مورد بحث قرار دهیم.چراکه اگر رسانه را حتی به مثابه یک ابزار به خوبی بشناسیم,به صورت ابزار درستی هم به کار می بریم و اگر نشناسیم برای ما سوء کارکرد خواهد داشت.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 12:48  توسط نازنین رفیعیان  |